هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

592

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

پاكيزه بود ، كه به شرح و بيان نمىآيد . الحق ، بهترين تماشايى بود كه در ممالك ديگر ديده بود . رقص و ساز و آواز تا ساعت 12 شب طول كشيد . بعد [ به ] منزل آمده ، خوابيدم . روز سه‌شنبه ، شانزدهم [ محرم الحرام 1305 ه . ق . ] امروز از جانب « كنت برتوى » ، كه پارسال به « هندوستان » آمده بود ، شخصى آمده ، استحضار حاصل نمايد كه چه وقت از « پاريس » حركت مىكنم . گفتم : روز شنبه . او به كنت معزى اليه كه ييلاق رفته بود ، تلگراف كرد . ايشان نيز محبّت نموده ، طرف عصر به ديدن من آمدند . شب با معزى اليه و برادرشان به سر بردم . بسيار مردمان شريف و نجيبى هستند . مىگفتند : ماه آتيه ، براى شكار به « هندوستان » مىروند . تازه‌اى كه قابل باشد ، روى نداد . روز چهارشنبه ، هفدهم [ محرم الحرام 1305 ه . ق . ] امروز ، حالم برهم خورده ، نتوانستم هيچ از منزل بيرون بروم . تمام شب كسل بودم ، يعنى همان « سينه‌درد » هنوز باقى است [ و ] به كلى رفع نشده [ است ] . سرفه به قدرى است كه شبها نمىتوانم بخوابم . روز پنج‌شنبه ، هجدهم [ محرم الحرام 1305 ه . ق . ] بعد از ظهر ، حالم بهتر شد . چون حالا غيرفصل است ، اكثر « پاريسىها » به « ييلاقات » رفته‌اند . هرچند هوا خنك است ، به نوعى كه گاهى « بخارى » روشن مىكردم ، اما هنوز براى مراجعت كردن آنها به شهر زود است . سه چهار هفتهء ديگر مراجعت مىكنند . افسوس است كه من وقت ندارم و بايد زود به « هندوستان » برگردم . 5 سال قبل كه به « فرنگستان » آمدم ، تمام اماكنى را كه قابل تماشا بود ، از قبيل « مقبرهء ناپلئون اول » و « موزه » و « باغ‌وحش » و غيره ، همه را به دقت ديده‌ام . همراهان را گفتم بروند [ و ] تماشا كند . خود در منزل ماندم . امروز مستر « فرون » [ كه ] از « لندن » بيرون آمده بود ، شب رسيد . روز جمعه ، نوزدهم [ محرم الحرام 1305 ه . ق . ] بعد از نهار ، سوار كالسكه شده ، قدرى در شهر و حول‌وحوش گردش كردم . اغلب جاهاى شهر ، به‌خصوص در هر چهارراه ، چمن و باغ و حوض فوّاره‌دار است .